محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
98
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
بيگ شكست خورده و فرزندش زينل ميرزا مقتول گرديد و چهل و پنج هزار نفر از قشون او اسير عثمانيان گشت . ) بارى در اين منزل محمود بيگ حاكم طربزون و مصطفى بيگ حاكم لازستان و بعض معزولين امراى روم ايلى و آناطولى از براى فتح با يورت فرستاده شدند . روز نهم بالى ويوده حاكم طالش ايلى و محمود بيگ حاكم قره حصار و برادرش محمود بيگ كه در قراول بودند ، خبر آوردند كه قرب دو هزار سوار قزلباش از دور ظاهر و در اندك مدتى از نظر پنهان شدند . روز دهم ، عملجات ايلچى مقتول قزلباش سياسة كشته گرديد . روز شانزدهم ، اردوى سلطانى وارد چوپان كوپريسى « 1 » وارد شد . در روز هجدهم ، ايلچى ميرزا چاپك حاكم گرجستان آمد و بعضى از پسران علاء الدوله ذوالقدر كه پيش از اينها به مملكت قزلباش رفته و از آنجا به گرجستان گريخته بودند ، با ايلچى آمدند و به قدر دو هزار گوسفند و مبلغى هم روغن و عسل آوردند . على بيگ شهسوار اوغلى كه با لشكر چرمن از براى گرفتن دل « 2 » به قراول فرستاده شد . روز بيستم ، پيرى پاشازاده دفتردار روم ايلى - وزير نظام روم ايلى - از براى نظم نزول جيره و عليق اردو مأمور گرديد . يحيى بيگ شخص نامدارى را از قزلباش دل آورد و خبر صحيح گرفته شد . شخصى كه او را ديده ، به يحيى بيگ خبر داده بود محض اين خدمت داخل در جماعت غربا گرديد . در همين روز شاه قلى از جانب شاه اسماعيل به ايلچىگرى آمده ، اين نامه را با برش و ترياك آورد . صورت نامهء شاه اسماعيل به سلامى كه به محبّت مشحون و پيامى كه به مودّت مقرون باشد ، به حضرت جنّت خضرت ، اسلام پناه ، سلطنت دستگاه ، المنظور بأنظار الملك الاله ، مبارز الدولة و السلطنة و الدنيا و الدين ، سلطان سليم شاه - ايده الله بالدولة الأبديّه و أدامه بالسّعادة السرمدية ، متحف و مهدى داشته ، آرزومند شناسند . بعد هذا : مكاتيب شريفه ، مرة بعد اخرى به درجهء ، مصرع : « الشيئ لا يثنّى الّا و قد ثثلّث » رسيده ، مضامين آن چون مشعر به عدوات و منبئ از جرأت و جلادت بود ، از آن حظّ بسيار نمود . لكن مبدأ و منشأ آن ندانستيم چيست . در زمان والد جنّت مكانش - انار الله برهانه - كه نهضت همايون ما به سبب گستاخى علاء الدوله ذوالقدر به مرز و بوم روم واقع شده ، از جانبين به جز دوستى و يك جهتى ، چيز ديگر نشد و آن حضرت نيز ، در آن وقت كه والى
--> ( 1 ) . امير چوپان در دوازده فرسخى و در سمت مشرقى ارض روم بر رود ارس و بر راه ايران انشا كرده است . / عارف . ( 2 ) . اين لفظ اگرچه در تركى معنى زبان را دارد ؛ اما در اصطلاح فنون حربيهء تركان ، شخصى را مىگويند كه محض فهميدن حركات دشمن از لشكر دشمن اسير كرده ، از او احوال مىپرسند . / عارف .